هفته بیست و چهارم (بالانس € 9273.08)
ایا شما میتوانید انتظار داشته باشید که با خواندن تعدادی کتاب و رفتن به چند سمینار در عرض یکهفته یک جراح مغز بشوید ؟ مسلما پاسخ شما منفی است ولی با این حال اکثر افراد انتظار دارند در مدت زمان کوتاهی به یک نابغه در بازار تبدیل شوند .
اگر این امکان برای شما وجود داشته باشد که به سراغ تریدرهای موفق بروید و با آنها گفتگو کنید یقینا درک خواهید کرد که چه مقدار تلاش و کوشش , زمان , پشتکار و ضررهای مادی را تحمل کرده اند تا به جایی رسیده اند که ما امروز آنها را در این موقعیت میبینیم . بین یک تریدر حرفه ای و موفق با یک حقوقدان , دکتر یا تاجر هیچ تفاوتی از نظر زحماتی که باید بکشند تا به هدف برسند وجود ندارد .
در نتیجه شما در ابتدا باید تصمیم بگیرید که آیا واقعا میخواهید یک معامله گر حرفه ای بشوید یا خیر ؟ این سوال را از خودتان بپرسید و با صداقت به آن جواب بدهید . از خودتان بپرسید ایا من واقعا به معامله در بازار های مالی علاقه دارم و یا تنها پتانسیل پولی موجود در این بازار است که مرا شیفته خود کرده و باعث شده تا به سراغ آن بیایم ؟
برای من واقعا جای تعجب است وقتی معامله گرانی را میبینم که حتی ابتدایی ترین کتابها راجع به نحوه کار بازار را هم نخوانده اند ولی خیلی هم امیدوارند که سودهای کلان که در انتظار آنها نشسته اند را بدست خواهند اورد . به نظر میرسد که خواندن یک کتاب در مورد اصول و قوانین بازار برای آنها کار بسیار پر زحمتی است . جالب اینجاست که اکثر این افراد براحتی قادرند یک حساب ده هزار دلاری را در کمتر از شش ماه از بین ببرند .
در حقیقت داشتن معاملات موفق نه تنها مستلزم دانستن اصول معامله گری است بلکه نیازمند تلاش و کوشش برای ماندن در اوج آمادگی می باشد . در بین نوابغ این بازار و در بین تریدرهای موفق ما میتوانیم افرادی را پیدا کنیم که با تلاش و کوشش توانسته اند صاحب حسابهای بزرگ بشوند اما همه آنها سالها زحمت کشیده اند و تلاش کرده اند . بارها شکست خورده اند ولی با یافتن اشکالات کارشان دوباره شروع کرده اند . ایا ما با آنها تفاوت داریم ؟ یک حقوقدان سالهای زیادی را زحمت میکشد و تلاش میکند تا به هدف برسد و این مسئله برای افرادی که میخواهند یک تریدر موفق باشند نیز صادق است .
بگذارید این موضوع را در دو قسمت بررسی کنیم . در ابتدا شما میبایست با صرف وقت بر روی خصوصیات فردی خودتان مطالعه کنید و یک روش معامله که با آن احساس راحتی میکنید را انتخاب کنید و سپس یاد بگیرید که با آن روش چگونه درست معامله کنید . در باره آن مطالعه کنید , بپرسید و بیشتر یاد بگیرید . اساسا اولین گام برای شروع , انتخاب یک سیستم مناسب است . با توجه به اینکه پیدا کردن این سیستم کار چندان ساده ای نیست و شاید مجبور شوید بارها و بارها آن را عوض کنید لذا اینکار ممکن است تا مدت یکسال نیز بطول بیانجامد ( توجه داشته باشید که در اینجا منظور سوداوری یا عدم سوداوری مناسب سیستم نیست و شما تنها باید سیستمی را پیدا کنید که با خصوصیات رفتاری و درونی شما مناسب است و با آن احساس راحتی میکنید ) در طی این مدت به احتمال فراوان شما مقداری پول از دست خواهید داد توصیه من به شما این است که در اینطور مواقع دست از معامله بکشید و آن را فراموش کنید .
اگر احساس کردید که باز هم دوست دارید به معامله کردن ادامه بدهید و به ترید علاقه مندید برگردید و شروع کنید زیرا در اینصورت میتوانید امیدوار باشید که واقعا به این کار علاقه دارید و امکان موفقیت برای شما وجود دارد .
هر کسی میتواند اشتباه کند و این اصلا ناامید کننده نیست ولی چنانچه از اشتباهات درس نگیریم و آنرا تکرار کنیم دچار مشکل خواهیم شد . لیور مور با وجود اینکه یک تریدر حرفه ای بود اما هیچ وقت به اندازه کافی بر روی مسائل روانشناسی کار نکرده بود . مطمئنا اگر او به تمام قوانین مدیریت سرمایه و قوانین ترید خودش بطور کامل عمل میکرد چنین تجربه ای برایش اتفاق نمی افتاد .
از سرگذشت لیور مور درس میگیریم که در طول مدتی که شما برای حرفه ای شدن تلاش میکنید اشتباهات بزرگی در کمین شما هستند تا تمام زحمات شما را بر باد بدهند . اگر میخواهید به سرنوشت لیورمور دچار نشوید فقط کافی است احساسات خود را کنترل کنید و قوانین ترید تان را مو به مو اجرا کنید .
سال اول : باید تلاش کنید و وقت بگذارید تا سیستمی پیدا کنید که نه تنها کارایی داشته باشد بلکه با خصوصیات فردی شما نیز متناسب باشد .
شروع به مطالعه و خواندن کتابهایی در رابطه با نحوه عملکرد بازار بنماید . برخی از این کتابها ممکن است شما را شگفت زده بکنند پس توجه داشته باشید که نباید بعد از خواندن این کتابها با خودتان فکر کنید که " همممممم عالیه . بالاخره پیداش کردم " در واقع سعی کنید عمقی تر به مسئله نگاه کنید . از نزدیک تر به تریدرهای موفق نگاه کنید . باید درک کنید که طرف مورد نظر چقدر زمان گذاشته و چه مقدار تلاش کرده تا به یک تریدر موفق تبدیل شده . چه بسیار مواقعی بوده اند که او ضرر کرده و چه بسا چندین بار هم سرمایه اولیه اش را از دست داده است و مجددا شروع کرده . باید پیدا کنید که چه خصوصیات بارزی باعث شده تا آن شخص یک تریدر حرفه ای بشود .
به جلسات و سمینارهایی که در رابطه با بازار برگزار میشود بروید . در این جلسات چیزی را مخفی نکنید زیرا این به زیان شماست . سعی کنید گزارش مفصل از واقعیات معاملات تان برای افراد حرفه ای بگویید و بعد به راهنماییها و تجارب آنها گوش کنید .
به تمام سمینارهایی که راجع به مفاهیم اولیه نمودار ها , تحلیل نمودارها , مطالب روانشناسی , مدیریت سرمایه و ... برگزار میشود بروید و بعد از پایان جلسه به سراغ سخنران بروید و هر گونه سوالی که برایتان وجود دارد را بپرسید . حتی اگر لازم است از او بخواهید تا به شما برای گرفتن پاسخ سوالات تان وقت بدهد . سعی کنید بیشتر به نمودارها نگاه کنید و روی آنها مطالعه کنید .
در مورد شخص من چه در مورد ترید و چه در مورد زندگی همیشه زمانی که روی خودشناسی کار کرده ام نتایج بسیار مثبتی گرفته ام . توصیه میکنم که شما هم همین کار را انجام دهید . بطور قطع این کار به شما کمک خواهد کرد تا سیستم مناسب خودتان را راحت تر پیدا کنید .
اگر شما سیستمی را پیدا کردید و متوجه شدید که مناسب شما نیست خوشحال باشید چون در اینصورت شما توانسته اید از پول و وقت خود محافظت کنید و آنها را بی جهت از دست ندهید . بازهم بگردید . قرار نیست تمام سیستمهای معامله گری برای شما مناسب باشد . عموما اکثر تریدر هایی که آرزوی موفقیت دارند ممکن است مجبور شوند چندین بار برگردند و از اول شروع کنند تا بالاخره سیستم مناسب را پیدا کنند .
یک اکانت با سرمایه کم باز کنید . این اکانت را شهریه ای فرض کنید که میبایست برای یادگیری پرداخت کنید و امادگی از دست دادن تمام یا قسمتی از ان را داشته باشید . کماکان به مطالعه , یادگیری و رفتن به جلسات و سمینارهایی که میتوانید در این جلسات سوالات تان را بپرسید ادامه دهید . توصیه میکنم که هیچگاه برای پرسش و گرفتن پاسخ تامل نکنید و سعی کنید هیچ سوالی را بی جواب رها نکنید .
روشی که برای معامله انتخاب کرده اید و با آن احساس راحتی میکنید را کامل تر کنید . گزارشات معاملات تان را از قبیل سایز معاملات , تعداد انها و نتیجه شان تهیه و بررسی کنید . مثلا ببینید معاملات سودده تان چند معامله بوده و همینطور زیانده ها . ببینید چند معامله پی در پی سودده و چند معامله متوالی زیانده داشته اید ؟ برنامه ریزی کنید ( قسمت دوم همین کتاب ) و یاد بگیرید که برای هر اتفاقی آماده باشید .
به خواندن و تحلیل نمودارها ادامه بدهید . به نظر من شما تنها با خواند مطلب و بدون بررسی نمودار نمیتوانید پیشرفت خوبی داشته باشید . تا زمانی که به حد کافی این بازی را ادامه ندهید نمیتوانید احساس واقعی که به سراغتان میاید را درک کنید و تا زمانی که این شرایط را احساس نکنید مسلما موفق به کنترل آنها نیز نخواهید شد .
برای درک اهمیت مدیریت سرمایه کافی است 100 معامله را در حالات مختلف و با ریسکهای متفاوت بررسی کنید . مطمئنا از نتایج مختلف و گوناگونی که همین رکن از ارکان بازار در حساب شما ایجاد خواهد کرد شگفت زده خواهید شد .
یک حساب ده هزار دلاری را در نظر بگیرید با ریسک دو نیم درصد و بازده ده درصد . یعنی اگر شما یک معامله زیانده داشته باشید تنها 25 دلار از حسابتان را از دست خواهید داد و اگر یک معامله سودده داشته باشید 100 دلار به موجودی شما اضافه خواهد شد . حال کمی وقت بگذارید و با جابجا کردن اعداد ریسک و بازده تان و همچنین سایز معاملات نتیجه را پس از 100 معامله بررسی کنید . ریسکهای مختلف را جایگزین کنید و ببینید که با هر کدام چه مقدار زیان متحمل خواهید شد . ریسکی را که فکر میکنید برای شما مناسب است در نظر بگیرید و تصور کنید اگر با این میزان ریسک 5 معامله زیانده متوالی نصیبتان شود چه بر سر خودتان و حساب تان خواهد امد . تصور کنید که اگر در یک معامله 2000 دلار یعنی بیست درصد سرمایه تان را از دست بدهید چه حالی خواهید داشت . ایا میتوانید مجددا برگردید و به کارتان ادامه دهید بدون اینکه این ضرر بزرگ باعث احساساتی شدن شما بشود ؟
حالات مختلف را بررسی کنید و همزمان خودتان را در ان شرایط مجسم کنید . هر زمانی که احساس کردید نسبتی را که یافته اید برایتان مناسب است انگاه در حساب واقعی نیز از همان نسبتها استفاده کنید .
عکس العمل من در مواقعی که چند معامله زیانده داشته باشم و سرمایه ام رو به کاهش است چه خواهد بود ( پاسخ این سوال را باید با میزان ریسکهای مختلف بدانید )
ایا من میتوانم از قوانین سیستمی که انتخاب کرده ام پیروی کنم ؟
ایا سیستمی که انتخاب کرده ام در بلند مدت جواب خواهد داد ؟
در این سال شما سیستم مناسب خودتان را یافته اید و از اینجا به بعد میتوانید سودهای مناسبی را از بازار بگیرید . اگر در سال سوم شما متوجه شدید که هنوز در پیروی از سیستم تان دچار مشکل هستید و نظم و دیسیپلین لازم را نمیتوانید رعایت کنید از خودتان بپرسید چرا ؟ به حساب دمو برگردید و در انجا امتحان کنید . البته توجه داشته باشید چنانچه این سیستم را برای خودتان مناسب میدانید از چند ضرر پی در پی نگران نشوید و ادامه بدهید . اینگونه ضررها جزء لاینفک بازار هستند و مطمئن باشید اگر شما اصول مدیریت سرمایه را رعایت کنید هیچ مشکلی برای شما ایجاد نخواهد شد .
اگر شما هنوز ( در سال چهارم ) مشغول معامله باشید ( بدین معنی که توانایی ماندن در بازار به مدت 4 سال را داشته باشید ) مطمئنا شما اکنون میتوانید سود مناسبی را بدست اورید . ولی هرگز از خواند و یادگیری نباید غافل شوید . حتی اگر سالیان متوالی سود میکنید اگر از یادگیری و مطالعه غافل شوید ممکن است مجبور به تحمل ضررهای زیادی بشوید .
تمام افراد موفق در بازار با وجود اینکه سودهای خوبی را از بازار میگیرند ولی همیشه به مطالعه و دانستن بیشتر اهمیت میدهند . شما نیز باید اینگونه باشید .
بسیار خوب . حالا تصمیم بگیرید ایا شما حاضرید حدود چهار سال وقت بگذارید تا معامله در بازار را بصورت کامل و عملی یاد بگیرید ؟ اگر پاسختان منفی است بهتر است از همین حالا اینکار را فراموش کنید و به سراغ کار دیگری بروید .
اگر شما میخواهید یک تریدر درجه یک باشید میبایست سخت کار کنید . گول افراد و تبلیغاتی که به شما وعده سودهای 100 درصدی میدهند و میگویند می توانید در این بازار سودهای کلان ببرید بدون اینکه زحمت بکشید , تلاش کنید , بخوانید و یاد بگیرید وزمان صرف کنید را نخورید . چنین چیزی ممکن نمیباشد اما مطمئن باشید اگر واقعا زحمت بکشید و کار کنید بازدهی ای که نصیب تان خواهد شد ارزش این زحمات را دارد و از این بازدهی شگفت زده خواهید شد .

